Memorandum

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

بندپی بلاره

به خواست خدا فردا د شومه. شومه بندپی. خسه بیمی. دل بیته این جهنم جاره دله. بوریم، اتا دل وا هادیم پئی هاکنم. نفس دیگه لو ننه ولا.

امسال اتی جور د شومه. شسه خور خش دارمه. خدای کار چی بدی، شاید شمسم بئوتمه.

هی جان بندپی بلاره.

شمام بفرمی. در خدمت درمی.ات کم شمارم بندپی هادیم. شمام کف بکشین.

 

(به خواست خدا فردا می روم. می روم بندپی. خسته شدم. دلم تو این خراب آباد گرفت. دلی به تفرج و تروح بسپاریم و برگردیم. دیگر نفسم بالا نمی آید خدایی.

امسال جور دیگری می روم. خبرهای خوبی برای خودم دارم. کار خدا را چه دیدید، شاید برای شما هم گفتم.

هی به فدای بندپی.

شما هم بفرمایید. در خدمت هستیم. یک کم به شما هم بندپی بدهیم، کیف کنید).

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد ادبی فیروزجایی

وقتی بزرگ شدم

احساس می کنم هنوز کودک درونم نمرده است. هنوز هم گاهی پیش می آید که هنگام صحبت از امیال و آرزوهایم با دوستان می گویم: «وقتی بزرگ شدم...»

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمد ادبی فیروزجایی

عباراتنا شتّى و حُسنُک واحد

عباراتنا شتّى و حُسنُک واحد

و کلّ إلى ذاک الجمال یشیر

 



از نقل قول های دکتر صالحی مازندرانی در کلاس حقوق مدنی 2.

 

مأخذ:

آبى، فاضل، حسن بن ابى طالب یوسفى، کشف الرموز فی شرح مختصر النافع؛ ج‌1، ص: 8، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، سوم، 1417 ه‍ ق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد ادبی فیروزجایی

یک ملاحظه قانونی مُضَیَّق

آیا می دانستید معامله فرزند خردسال شما که به دکانی می رود و پفکی و آب میوه ای برای خود میخرد، باطل - و نه غیرنافذ- است. یعنی نه پفک و آب میوه به تملک او در می آید و نه پولی که پرداخته است به تملک دکّانی. از دست عرف هم کاری بر نمی آید. مگر آنکه فرزند دلبندتان را مانند یک کبوتر نامه بر یا یک ربات به حساب آورید.

کدام انسان قایل به انسان دوستی- اومانیسم- حاضر می شود فرزندش را کبوتر یا ربات تلقی کند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد ادبی فیروزجایی

آیات العرفان

دکتر اسلامی ندوشن انسان بسیار تأثیرگذاری برای من بود و هست. ایشان با وجود اینکه استعداد شاعری آن هم در زمینه عشق و عاشقی داشتند، به یکباره و پس از انتشار دو دفتر شعر، عطای شاعری را به لقایش بخشیدند و ممحض در علم آکادمیک شدند.

با خودم می گویم از ایشان درس بگیرم، این جنبه های اشراقی را کنار بگذارم و بچسبم به درس و بحث. دریافت ها و الهامات عرفانی - فلسفی!!! را به عرفا و فلاسفه که صاحبان اصلی آنند بسپارم و صرفا درس خودم را بخوانم. اما مگر میگذارند. اساتید دانشکده حقوق را می گویم.(ما به دو طبقه درب و داغون خودمان می گوییم دانشکده، اصلا هم خجالت نمی کشیم.) خصوصا اساتید روحانی. چنان آیات و الاحکام را برایمان آیات العرفان می کنند که اصلا آدم دلش می خواهد همان وسط نعره ها بزند. خیلی لذت می برم. خیلی. خدا نصیب کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد ادبی فیروزجایی